نوشته ی زیر بخش هایی از نوشته ی اقای دکتر حمید بهلولی است که در سال 2007 در مورد زنده یاد آقای دکتر پیله رودی نوشته شده است:
خبررسید که اقای دکتر پیله رودی یکی ازاصلی ترین شخصیت های حوزه سلامت و همچنین محوری ترین عناصر بنیانگذار نظام بهداشتی درمانی کشور در سی سی یو بیمارستان قلب شهید رجایی بستری هستند. در رسانه های کشور که جستجو کردم هیچ خبری حتی یک سطر موجود نبود تا بگوید دکتر پیله رودی کیست. در این مقال بنا بر احساس وظیفه فقط خواستم که اسمی از او در این دوران غریبی بزرگان برده باشم. ....
دکتر پیله رودی به همراه اعضای تیم همراه سالها عاشقانه کار کردند تا در اوج نابسامانی و انارشی ارگانایز شده شبکه ارائه خدمات بهداشتی ایران در میان خرابه های انقلاب و جنگ زینت سینه یک ملت و التیام درد میلیونها ایرانی دردمند در روستاها و بخش ها و شهر های دور و نزدیک کشورقرارگیرد.سیستمی که در سالهای بعد به عنوان تجربه ای بزرگ سترگ و مفید مورد اهتمام و تحسین سازمان جهانی بهداشت وکشورهای عضو قرار گرفت . شبکه ارائه خدمات سلامتی در ایران در میان اشنایان به موضوع به نام دکتر پیله رودی و شادپور شناخته میشود اگر چه اندو و خصوصا دکتر پیله رودی بزرگ امروز در اوج گمنامی ملی ونامهربانی بسر میبرد. امروز میلیونها ایرانی وامدارکار سترگ این پیرمرد مهربان و سخت کوشند و او البته کار خود را تنها انجام یک وظیفه میشمارد اگر چه هنوز از یاداوری تلخ و شیرین ان سالها اشک در گوشه چشمانش جمع میشود. دو سال قبل در سفری که به سازمان جهانی بهداشت در ژنو داشتم یکی از مدیران ارشد سازمان که به عنوان مسئول زلزله بم از طرف سازمان مدتی در ایران بود نسخه ای پلی کپی از ترجمه کتاب شبکه بهداشت و درمان دکتر پیله رودی به من هدیه کرد با این تاکید که این کتاب را باید با طلا وزن کرد
چرا که یکی از بهترین تجربیات در عرصه جهانی راتصویر کرده است و جویای حال نویسنده شد و من مانده بودم که چه باید بگویم. اگر چه تجربه دکتر پیله رودی را دراین عرصه از تجربه مردان بزرگی چون پروفسور رهنما و دکتر شیخ الاسلام ودکتر برزگرو دکتر اسپندار و دکتر وکیل نمیتوان جدا گرفت اما با اطمینان میتوان گفت که نظام شبکه سلامت در بعد از انقلاب بدون داشتن نام دکتر پیله رودی بر پیشانی اصالت خود را از دست میدهد. سال گذشته در مکزیک برای بزرگداشت فردی که به عنوان بنیانگذار نظام سلامت معرفی میشد کنگره ای جهانی برگزار گردید و سران نظام پی اچ سی از کشورهای مختلف دنیا دعوت گردیدند تا در مراسمی که با حضور دکتر ماهر ریئس پراوازه سازمان جهانی بهداشت در دهه 80 میلادی و به افتخار همکار مکزیکی برگزار میگردید حضور بهم رسانند. و انصاف حکم میکند که ما متاسف از حال و روزگار خود باشیم. چرا که بدرستی میتوان ادعا کرد کاری که دکتر پیله رودی در این کشور در اوج بهم ریختگی انجام داد اگر از کار همتای مکزیکی بزرکتر نباشد کوچکتر نبوده است . دکتر پیله رودی انقدر بزرگ است که در اندازه بزرگداشت های معمول در ایران نگنجد. اما این نکته چیزی از وظیفه حداقل نخبگان جامعه کم نمیکند . بزرگداشتدکتر پیله رودی به معنای تبدیل سیستم بهداشت و درمان کشور به گاو مقدس نیست چه انچه او و همراهان دانشمند او میخواستند با انچه تحت فشارهای سیاسی متعدد به شیر بی یال و دم واشکم تبدیل شد فاصله بسیار است. البته بگذارید موضوع نقد نظام سلامت موجود را مبتنی بر شاخصهای سلامتی و توسعه ای دهه های مختلف و در مقایسه با کشور های دیگر منطقه به مقال دیگری بگذاریم و در این مجال پی سخن خویش گیریم. امااشاره به این نکته خالی از لطف نخواهد بود که در سال 59 وقتی کار طراحی شبکه شروع شد میزان مرگ کودکان زیر یکسال به رقم وحشتناک 104 در هزار تولد زنده میرسید و امید به زندگی ایرانیان 57 سال بیشتر نبود. موقعیتی وخیم که در طی سالهای بعد از استقرار شبکه شاخص اول به 32 و شاخص دوم به 70 سال (مطابق امارسازمان جهانی بهداشت) تبدیل شد. چیزی که برای کسی چون پروفسور پییر برمن معروفترین استاد اقتصاد بهداشت دانشگاه هاروارد و بانگ جهانی موجب شگفتی بود و در سال 1998 در دیداری حضوری اذعان میکرد که ما میدانیم که چنین اتفاقی در ایران افتاده است اما نمیدانیم چگونه. دست اوردی که سال گذشته پروفسور بلوم رئیس دانشکده بهداشت عمومی هاروارد تجربه ایران در بعد از سالهای انقلاب را شگفتی پی اچ سی خوانده بود چیزی که با تفکر تلاش و برنامه ریزی وایران گردی نقطه به نقطه چنین مرد صبور و مقاومی درکنار درایت و حمایت وزیری چون مرندی وبا ایثار جان و عمر و سلامتی و با هزینه نان بربری و پنیر و چای شیرین در زیر بمباران دشمن و اموزش و بکارگیری هزاران بهورز اجتماعی حاصل شده بود.اگر چه خود دکتر پیله رودی بهبود شگفت انگیز امار های سلامتی کشور را نتیجه توسعه اجتماعی کشور میداند ولی بی تردید نقش سیستم ارائه خدمات و اموزش بهداشت در این مسیر و حتی در خود توسعه اجتماعی و انسانی کشور نقش برجسته و ویژه ای بوده است. امروزدکتر پیله رودی پیر و شکسته شده است و البته به همان اندازه نظام شبکه سلامت کشور پیر و شکسته شده است. اما یک تفاوت بین این خالق و مخلوق وجود دارد اولی تنها و درگمنامی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان قلب شهید رجایی بستری است و هیچ سرودی در این کشور بنامش نواخته نمیشود و دومی هنوز به عنوان گل سینه جلیقه دولتمردان ایران در روزهای نمایش بکار می اید. ایرانیان همه انهایی که سالمند و تندرست و فرزندانی شاداب و سالم دارند وامدار بذل سخامتمندانه سالهای جوانی دکتر پیله رودی هستند ومروت ایجاب نمیکند او در این روزها تنها بماند